على زمانى قمشه اى
305
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
به تهران آمد و تحصيلات فارسى و عربى را نزد او آموخت . در سن هيجدهسالگى ( 1304 ) وارد مدرسهء دار الفنون شد . پدر عبد الرزاق علاقهمند بود كه فرزندش تحصيل طب كند ، ولى او رشتهء رياضى و مهندسى را برگزيد . از ميان معلمانى كه در مدرسهء دار الفنون داشت ، بيشتر از همه با ميرزا عبد الغفار خان نجم الدوله ( متوفّى 1326 ) و ميرزا محمود خان نجمم الملك ( متوفّى 1338 ) مأنوس بود . پس از طى دورهء تحصيلات در دار الفنون ، شروع به كار كرد . چون در فعاليتهاى صنعتى ذوق داشت ، علىرغم فقدان وسائل لازم به كارهايى از قبيل صحافى ، نقاشى ( سياهقلم و رنگ روغن ) ، ريختهگرى و ساختن انواع گل كاغذى و امثال آن پرداخت و در آنها مهارت يافت . گاهى هم شعر مىسرود و « نبتون » تخلص مىكرد . از جمله كارهاى صنعتى و علمى او در جوانى ، ساختن كرههاى جغرافيايى و سماوى در اندازههاى مختلف بود . براى اين كار ابتدا نقشههايى طبق اصول به چاپ مىرسيد و بعد بر روى كره چسبانده مىشد و پس از اصلاحات قلمى و ترسيم بعضى خطوط درشت بر روى كرههاى بزرگ ، ور نى كارى مىشد . تمام اين مراحل را بغايرى خود انجام مىداد . يكى از اين كرههاى بزرگ كه مورد توجه دانشمندان و فضلاى عصر قرار گرفته بود ، در 1310 به ناصر الدّين شاه پيشكش شد . در نتيجه از طرف شاه قاجار ، منصب و حقوق سرتيپى و همچنين معلمى مدرسهء نظام به او داده شد .
--> الدّين محمد نيريزى بود . در حكمت و تصوف وقوف كامل داشت و اسفار و مثنوى تدريس مىكرد . ( نقل از تاريخ حكما و عرفاى متأخر بر صدر المتألهين ، تأليف منوچهر صدوقى سها ، تهران ، انجمن اسلامى حكمت و فلسفه ايران ، 1359 ش ، ص 33 ) بغايرى نسب مادرش با 48 واسطه به حبيب بن مظاهر اسدى ياور فداكار امام حسين عليه السّلام مىرسد . ( تاريخ برگزيدگان ، ص 360 ) .